محمد بيومي مهران ( مترجم : سيد محمد راستگو )

126

بررسى تاريخى قصص قرآن ( فارسى )

به او ارزانى داشت ، همواره مىگفت : « رَبَّنَا اغْفِرْ لِي وَ لِوالِدَيَّ وَ لِلْمُؤْمِنِينَ يَوْمَ يَقُومُ الْحِسابُ » « 1 » . هيچ كس از قوم ابراهيم ( ع ) - مگر برادرزاده‌اش ، لوط ( ع ) به او نگرويدند ، چنان كه خداوند متعال مىفرمايد : « فَآمَنَ لَهُ لُوطٌ وَ قالَ إِنِّي مُهاجِرٌ إِلى رَبِّي ، إِنَّهُ هُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ / آنگاه لوط به او ايمان آورد و گفت من به خداوند روى مىآورم كه او پيروزمند فرزانه است » [ عنكبوت / 26 ] . از اين روى ابراهيم ( ع ) از خانواده‌اش كناره گرفت و با پدر وداع گفت و سپس حكمتى انديشيد به اين ترتيب : چون بسيار علاقه‌مند بود كه ماندن او نزد پدرش به معنى رضايت به نافرمانى و كفران او نباشد ، او را ترك گفت . آنگاه خداوند متعال مقدر فرمود كه ابراهيم ( ع ) و نيز برادرزاده‌اش لوط ( ع ) از آسيب قوم كافر نجات يابند ، پس از آنكه وسايل لازم براى سوزاندن ابراهيم ( ع ) را فراهم ديدند : « قالُوا حَرِّقُوهُ وَ انْصُرُوا آلِهَتَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ فاعِلِينَ ، قُلْنا يا نارُ كُونِي بَرْداً وَ سَلاماً عَلى إِبْراهِيمَ ، وَ أَرادُوا بِهِ كَيْداً فَجَعَلْناهُمُ الْأَخْسَرِينَ ، وَ نَجَّيْناهُ وَ لُوطاً إِلَى الْأَرْضِ الَّتِي بارَكْنا فِيها لِلْعالَمِينَ / گفتند : او را بسوزانيد و اگر كنندهء [ كارى ] هستيد به معبودانتان يارى رسانيد . گفتيم : اى آتش ، بر ابراهيم سرد و سلامت شو . و خواستند [ در حقّ ] او نيرنگ ورزند . پس آنان را زيانكارتر [ از آنچه مىپنداشتند ] قرار داديم و او و لوط را رهايى بخشيدم و به سرزمينى برديم كه در آن براى جهانيان بركت نهاده‌ايم » [ انبياء / 68 - 71 ] « 2 » . از اين آيات هرگز بر نمىآيد كه پدر ابراهيم نيز با او هجرت كرده باشد ، آنگاه اگر پدرش به او ايمان آورده و با او هجرت مىكرد ، قطعا اين رخداد بسيار مهمى بود كه مىبايست در همان وقت براى گرامى داشت او و شخص ابراهيم به آن تصريح مىشد . چرا كه برادرزاده‌اش ، لوط ، هرگز از پدرش به او نزديك‌تر نبود تا به تنهايى افتخار هجرت و پاداش يكتا پرستى نايل آيد « 3 » . قرآن كريم به روشنى تصريح دارد كه ابراهيم ( ع ) پس از آنكه دانست پدرش با خداوند دشمنى دارد ، از او برائت جست ، چنان كه مىفرمايد : « وَ ما كانَ اسْتِغْفارُ إِبْراهِيمَ لِأَبِيهِ إِلَّا عَنْ مَوْعِدَةٍ وَعَدَها إِيَّاهُ ، فَلَمَّا تَبَيَّنَ لَهُ أَنَّهُ عَدُوٌّ لِلَّهِ تَبَرَّأَ مِنْهُ إِنَّ إِبْراهِيمَ لَأَوَّاهٌ حَلِيمٌ / و آمرزش خواهى ابراهيم براى پدرش [ از هيچ روى ] نبود ، جز از روى وعده‌اى كه با او كرده بود . پس چون

--> ( 1 ) . تفسير ابن كثير ، 3 / 200 . ( 2 ) . تفاسير معتبر ، ذيل آيات پيش گفته . ( 3 ) . محمود عماره ، اليهود فى الكتب المقدسة ، ص 12 - 13 .